سلام به همگی دوستان مدتی میشه حس خوبی در زندگی ندارم نا امیدی نیست بیشتر حس اضطراب و نگرانی همراه با واهمه و دلشوره است.
دیدید گاهی همش نمیشه! تو یک چرخه افتادم که برمیگردم به اولش انگار که گیر کرده باشم خیلی دلم میخواد از این چرخه بیام بیرون امید دارم بالاخره تموم میشه شما هم دعا کنید برام که این گره باز بشه ممنون که نوشته های منو میخونید
خدانگهدارتون باشه
برچسب:
نویسنده: پندار کاظمیان
سلام به خوانندگان عزیز وبلاگم!!
دلم گرفته بود خواستم بیام اینجا درد و دل کنم
داشتم فکر میکردم چرا آدم ها باید تو این فرصت کوتاه زندگی اینقدر هم دیگر رو اذیت کنن و فکر کنن که همیشه هستن. مگه دنیا ارزشش رو داره که بخواییم همدیگر رو ناراحت کنیم واقعا چرا؟؟
کاش خدا به هممون آرامش بده که بتونیم در کنار دوستان و اطرافیانمون با خوشی زندگی کنیم و قدر لحظه لحظه زندگیمون رو بدونیم.
برچسب:
نویسنده: پندار کاظمیان
بعد از مدت ها دوباره برگشتم.. بلاگفا ظاهرا مشکلی داشت و کل نوشته های منم به فنا رفت
خوب منم یک مدت حوصله نوشتن نداشتم و بعد از پایان یافتن امتحاناتم و وارد شدن به مرحله جدید دوباره شروع به نوشتن کردم و در خدمت شما هستم
امیدوارم بازم بتونم حرف ها و دل
برچسب:
نویسنده: پندار کاظمیان

سلام به همه!!
نمیدونم چرا یک مدتیه دیگه کلا حرفم نمیاد زمانی که این وبلاگ رو ساختم دلم میخواست حرف های ناگفته زیادی رو اینجا بنویسم ولی دیگه نمیدونم چی بنویسم
شاید یک زمانی برسه که حرفهای نگفته زیادی داشته باشم.. حرف نگفته که زیادی نحوه بیانش سخته
فعلا من رفتم
برچسب:
نویسنده: پندار کاظمیان
سلام به همگی.. ببخشید که باید عید رو اینقدر دیر تبریک بگمسال جدید خیلی شروع خوبی برای من نداشت.. مریضی و ناراحتی همش همراهم بود..
دلم میخواست سال جدید شادتر از قبل باشم.. ولی تنهاتر و غمگین تر شدم..
دلم گرفته بود گفتم بیام هم سال جدید رو تبریک بگم..
برچسب:
نویسنده: پندار کاظمیان
سلام به خوانندگان وبلاگ دلنوشته های من میدونید که این روزها صفحه های مجازی خیلی زیاد شده و آدم ها هم تنهاتر. همه فامیل بهم نزدیک ولی از هم دور شدن. گله نمیکنی که چرا نمیبینیشون ولی تو دلت میگی چرا نیستن. در نتیجه میای حرف هات رو آن جا مینویسی که تا
برچسب:
نویسنده: پندار کاظمیان